تبليغاتX
تنها مسافرررر

تنها مسافرررر
اجتماعی و شعر و کد اهنگ
برای رای دادن به وبلاگم روی لوگو زیر کلیک کنید

ممنون میشم .

                                                   Top Blog

دوستای گلم با کلیک روی لگو بالا کمک کنید وبلاگم این ماه

وبلاگ برتر شه خیلی بی معرفتیه دیگه پس کلیک کن

 

دوستان گلم اگر دلتون خواست ما رو با

اسم مسافر عشاق لینک کنید

بعد پیغام بگذارید با چه اسمی اسم وبلاگ زیباتون

 لیتک کنم.

یک زن با جنونش به من یاد  داد

                     که عاشق شدن قبل ویرونیه ...

تو این روزای سیاه و مریض

                     فقط یکمی چای واسه من بریز

 

[ پنجشنبه بیست و چهارم آذر 1390 ] [ 22:12 ] [ عشاق ]
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/57/09.jpg

آرش و ابی
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/57/10.jpg

علی کریمی و فرزندانش
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/57/11.jpg

جمشید مشایخی و گوگوش
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/57/12.jpg

معین در اوایل جوانی
http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/57/13.jpg


برچسب‌ها: تصاویر کمتر دیده شده از ایرانیان معروف
ادامه مطلب
[ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 23:19 ] [ عشاق ]
دختر ترشیده ای تا صبح خفت/صبح خوابش را به مادر بازگفت
خواب دیدم خانه نورانی شده/کوچه سرتاسر چراغانی شده
شربت و شیرینی و گل داشتیم/زیر ابروهای خود برداشتیم
سفره عقد و نبات و خنچه بود/صورتم خوشگل تر از یک غنچه بود
در لباسی توری و گلدار و ناز/آستین٬ پُرچین و گردن٬ بازٍ باز...
مادرش زد بر سر او٬ تند گفت:"/ ول کن این الفاظ نامربوط و مفت!
وصف اندام و سر و وضعت نگو/نیست این جا جای هر راز مگو!
جای طنز و شوخی است این جا عزیز!/آبروی شعر طنزش را نریز!
الغرض! آخر چه شد؟ این را بگو/ول کن این وصف تمام و مو به مو!
دخترک وا رفت اما جا نزد/گفت: " آره! می گفتم...(خب قافیه نیومد چی کار کنم؟!)
در کنارم یک جوان قد بلند!/خوش قیافه٬ زلف ها مثل کمند!
البته از من که خوشگل تر نبود!/با کت و شلوار طوسی کبود
دست در دستان هم توی اتاق/از شرار عشق هر دو داغ داغ(!)
(مادرش یک بار دیگر اخم کرد/دخترک فهمید و رویش گشت زرد)
الغرض من یافتم یک شوهری/جفت خوبی٬ هم نفس٬ یک همسری
گفت مادر: "دختر زیبای من!/ای سی و شش سال تو همپای من!
آن چه دیدی خواب خوش بود و پرید/کاش می شد شوهر از دکان خرید!
کم شده شوهر در این دنیای پست/دختر ترشیده اما هست٬ هست
مثل تو صدهاهزاران دختر است/چشمشان از صبح تا شب بر در است
آه! اما نیست یک اسب سفید/شاهزاده؟ کو؟ کجا؟ اصلاْ که دید؟!
صبر کن شاید بیاید٬ غم مخور/!لااقل هر ساعت و هر دم مخور!

چو هرگز نیابی نشان زشوی/زگهواره تا گور دانش بجوی

:))))))))))))))

برچسب‌ها: طنز
[ دوشنبه یکم خرداد 1391 ] [ 23:14 ] [ عشاق ]
هنوز هم
چشمانم، نگاهت را؛
نگاهم، لبانت را؛
و لبانم، لبانت را نشانه ميرود
در طلب يک بوسه ...
هنوز هم زيباست انتظار آغوشت را کشيدن
حتّی زيباتر از گذشته


(ارسال از دوست خوبمون مـُـهی)
برچسب‌ها: اجتماعی
[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 19:56 ] [ عشاق ]
مبارزه ای وحشت ناک و خونین در تکواندو
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

http://www.redlink1.com/mydocs/new-group/54/01.gif

(تصویر متحرک میباشد، لطفا تا لود شدن کامل شکیبا باشید!)

(ارسال از دوست خوبمون فرهاد)
[ پنجشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1391 ] [ 19:52 ] [ عشاق ]
آسمان
را گفتم
می توانی آیا
بهر یک لحظه ی خیلی کوتاه
روح مادر گردی
صاحب رفعت دیگر گردی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
کهکشان کم دارم
نوریان کم دارم
مه وخورشید به پهنای زمان کم دارم
شعر, مادر, روز مادر, شعر روز مادر, شعر مادر
خاک
را پرسیدم
می توانی آیا
دل مادر گردی
آسمانی شوی وخرمن اخترگردی
گفت نی نی هرگز
من برای این کار
بوستان کم دارم
در دلم گنج نهان کم دارم
شعر, مادر, روز مادر, شعر روز مادر, شعر مادر

برچسب‌ها: مادر
ادامه مطلب
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 20:48 ] [ عشاق ]
مردی پسر تنبلی داشت که از زیر کار درمی‌رفت و همه چیز را به شوخی می‌گرفت. روزی او را نزد حکیم آورد و گفت: “از شما می‌خواهم به این پسر من چیزی بگویید که دست از این تنبلی و بی‌تفاوتی‌اش بردارد و مثل بقیه بچه‌های این مدرسه به دنیای واقعیت و کار و تلاش برگردد.”

حکیم با لبخند به پسر نگاه کرد و گفت: “اگر تو همین باشی که پدرت می‌گوید زندگی سخت و دشواری مقابلت هست. آیا این را می‌دانی؟”

پسر تنبل شانه‌هایش را بالا انداخت و گفت: “مهم نیست؟”
حکیم با تبسم گفت: “آفرین به تو که چیزی برای گفتن داری.
لطفاً همینی که می‌گویی را درشت روی این تخته بنویس و برای استراحت با پدرت چند روزی میهمان ما باش.”


برچسب‌ها: اجتماعی
ادامه مطلب
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 20:20 ] [ عشاق ]
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 20:18 ] [ عشاق ]
[ جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391 ] [ 20:18 ] [ عشاق ]
یك روز یک پسر کوچولو که می خواست انشا بنویسه
از پدرش می پرسه: پدرجان ! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟
پدرش فکر می کنه و می گه :بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده
خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی

من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم ...
... مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره میکنه.
... کلفت مون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه وهیچی نداره.
تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی..

داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است.
امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی
پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادر کوچیکش
و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی خرابی خودش دست و پا می زنه.
می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش
به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه.
می ره تو اتاق کلفتشون که اون رو بیدارکنه، می بینه باباش توی تخت کلفتشون خوابیده .....؟؟؟؟

میره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.
فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیه؟
پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چیه: سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت فقیر و پا برهنه رو می ده، درحالی که جامعه به خواب عمیقی فرورفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمیتونه جامعه
رو بیدار کنه، در حالیکه نسل آینده داره توی كثافت دست و پا می زنه ....

(ارسال از دوست خوبمون احمد)


برچسب‌ها: اجتماعی
[ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 ] [ 22:43 ] [ عشاق ]

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

بعد یک عمری عاشقی گفتی دیگه بر نگرد

رحم و مروتت گذاشت دوس داری رسوام بکنیم . . .

همه میدو نن عاشقم . . .

همه که نیستن مثه هم تا ته دنیا با وفا

چه اتفاق ساده ای قول و قرار و بد جفا . . .

یک مدت از هم بی خبر چقد گرفتیم فاصله

تصمیم گرفتم یک شبی دو باره همت بکنم

خونه ی ارزوهام با تو مرمت بکنم . . .

اما نه زود دیر شده بود این اخرین صفحه از اون کتاب عاشقونه بود این رسم عاشقی نبود.

. . .

بک لینک فا
سیستم افزایش آمار هوشمند تک باکس
لينك باكس هوشمند مهر،افزایش بازدید،لینک باکس،افزایش امار،مهر باکس